۰
به مناسبت مبعث رسول گرامی اسلام (ص)؛

مبانی و سازوکارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی

تاریخ انتشار
دوشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۰ ساعت ۰۷:۰۰
مبانی و سازوکارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی
فرهنگ سازی و ترویج رفتارهای حسنه بر اساس آموزه های الهی، از اهداف اصلی بعثت انبیاء(ع) بوده، بخش عمده ای از عمر شریف آن بزرگواران، صرف تحول در فرهنگهای باطل و نهادینه ساختن فرهنگ والای دینی گردیده است؛ چراکه اگر فرهنگ عمومی جامعه بر اساس موازین و معیار های الهی بنا گردد، علاوه بر جلب رضایت الهی، زمینۀ رشد و بالندگی جوامع و سعادت نهایی انسانها فراهم خواهد شد. در مقابل، اگر در جامعه ای انحطاط و انحراف فرهنگی وجود داشته باشد، نابودی و هلاکت افراد و جامعه قطعی است. در این رهگذر، اهمیت رسالت تبلیغی مروجین و مبلغین فرهنگ ناب الهی، نمایان می گردد.
پیامبر اسلام(ص) نیز بر اساس رسالتی که بر دوش داشت، در این راه قدم نهاد و با مدیریت کارآمد خویش، زمینۀ تعالی و سعادت انسانها را فراهم ساخت.
رسول خدا(ص) در میان اعراب زندگی کرده و با فرهنگ آنان کاملاً آشنا بود. از این رو، قبل از هر اقدامی، با تدبیر و دوراندیشی، نقشۀ فرهنگی مهمی ترسیم نمود که تمام جوانب زندگی فردی و اجتماعی آنان را در بر گیرد. در این نقشه، ابتدا تعریف دین و ارزشهای الهی را از قرآن استخراج کرد، سپس بر مبنای آن تعریف، استاندارد هر چیزی را تبیین فرمود. به فرمودۀ امام علی(ع): «خداوند پیامبر(ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنه ها گرفتار و رشته های دین پاره شده و ستونهای ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشتند و امور مردم پراکنده بود. راه رهایی دشوار بود و پناهگاهی وجود نداشت. چراغ هدایت بی نور، و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت و شیطان یاری می شد. ایمان بدون یاور مانده و ستونهای آن ویران گردیده و نشانه های آن انکار شده، راه های آن ویران و جاده های آن کهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می کردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان آشکار و پرچم او بر افراشته گردیده بود. فتنه ها مردم را با سمهای محکم خویش لگدمال و نابود کرده و خود پا بر جا ایستاده بودند؛ اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می کردند. خواب آنها بیداری، و سرمۀ چشم آنها اشک بود. در سرزمینی که دانشمند آن لب فروبسته و جاهل آن گرامی بود.»
در واقع مشکل اساسی مردم در آن زمان، از بین رفتن و بلکه معکوس شدن ارزش های انسانی بود. از این ‎رو، انگیزۀ پیامبر(ص) برای ترسیم نقشۀ فرهنگی، احیای ارزشها و رهایی بشر از غل و زنجیر خرافه و تعصبات قومی، شرک و بت پرستی، و فتنه و فساد بود. در این شرایط پیامبر (ص) به دنبال این بود تا بر مبنای رسالت و تکلیفی که بر آن گردن نهاده و اهدافی که برای بعثت وی در نظر گرفته شده بود، آنان را به فطرت الهی شان برگرداند. بنابراین پیامبر (ص) نقشه راه فرهنگی خویش را بر مبنای وظیفه و اهدافی که برای آن به رسالت مبعوث شده بود، طراحی نمود.
پیامبر(ص) پس از ترسیم نقشۀ فرهنگی، شخصاً به سراغ افراد می رفت و همچون طبیبی دوره گرد، زمینۀ سازندگی فرهنگها بر اساس آموزه های اسلام را در آنان فراهم می کرد. حضرت برای این کار از شیوه های مختلفی بهره می برد؛ اما در ابتدای امر، معرفی فرهنگ و دعوت آن حضرت به صورت مخفی انجام گرفت تا اینکه از جانب خدای متعال دستور بر علنی کردن دعوت صادر شد و در این مرحله، آن حضرت مأموریت یافت تا ابتدا فرهنگ اسلامی را به اقوام و خویشاوندان خود معرفی نموده، آنان را در «یوم الانذار» به پذیرش آن دعوت نماید.
پیامبر(ص) بر اساس فهم متفاوت افراد و انگیزه ای که برای درک مفاهیم و آموزه های اسلام داشتند، با آنان صحبت کرد و سه نوع بودن دعوت (حکمت؛ پند و اندرز؛ جدال ) دلیل بر کاربرد متفاوت هر یک از موارد سه گانه می باشد. مثلاً آن حضرت، خواص را با «حکمت و منطق» و عوام را با «موعظۀ حسنه» و مخالفان را با «جدال احسن» دعوت می کرد که با این کار به مبلغان و مروجین دین اسلام سرمشقی راهگشا ارائه فرموده است.
 

 
 
222
 
 
کد مطلب : ۵۹۵۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما