۰
به مناسبت هفته قوه قضاییه؛

نگاهی به ابعاد وجودی و اندیشه های شهید آیت الله بهشتی

تاریخ انتشار
سه شنبه ۳ تير ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۴۹
نگاهی به ابعاد وجودی و اندیشه های شهید آیت الله بهشتی
آن شهید بزرگوار دارای ابعاد مختلف و جاذبه های گوناگون بود؛ آن چنان که دوست و دشمن او را به ستودند. او حتی پیش از انقلاب در محافل سیاسی و علمی جهان شهرت داشت و مجموعه هایی که در سطح بین المللی منتشر می شد، بیوگرافی او را نیز نوشتند.
مردی بود عالم، اندیشمند، دارای وسعت نظر، آزاده، صاحب اخلاق و رسالت اخلاقی، متین و موقّر، سرسخت در برابر ناحق، و تسلیم و متواضع در برابر حق و عدل... حامی مستضعفان، بی قرار و ناآرام در مقابل بی عدالتی ها، شیفته دلاوران و شجاعان و در آرزوی تثبیت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی بود، و این حالت را تا لحظات آخر عمر پربرکتش حفظ نمود. در اینجا به گوشه هایی از ویژگی های این شهید راه حق، اشاره می کنیم:
الف) اخلاق
او در اخلاق و به ویژه در آنچه که تحت عنوان زیربنای اخلاقی و ملکه اخلاق مطرح است، جزو سرآمدها بود. کمتر دیده شد که خشمگین شود و بدون محاسبه با دشمن خود درآویزد. بدگویی ها و تهمت ها را با زبان نرم پاسخ می گفت و سعی داشت مسائل را از راه بحث و استدلال حل کند.
او در یکی از مصاحبه هایش گفته بود: «ما می توانیم داغ و کوبنده و قاطع حرف بزنیم، ولی فحش ندهیم، حرف های زشت و تعابیر زشت در گفتارمان نداشته باشیم. اسلام به ما آموخته که نسبت به دشمنان خود دروغ نگوییم، تهمت نزنیم، فحش ندهیم.»
آن شهید بزرگوار از معدود افرادی بود که در برابر تندی افراد در هنگام گفتگو، با صبر و متانت رفتار می کرد. وی با متانت و بردباری، به سخن مخالف گوش فرا می داد و آنگاه با پاسخی منطقی، او را مجاب می کرد؛ به طوری که آن فرد در برابر چنین رفتاری شرمنده می شد. همسر شهید بهشتی درباره صبور بودن ایشان می گوید: «من در طول 29 سال زندگی مشترکمان آنچه در ایشان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. ایشان به قدری صبر و متانت و خونسرد بود که انسان خجالت می کشید. در سرتاسر زندگی این مردِ مبارز و باتقوا، لحظه ای عصبانیت بی موقع را از ایشان به یاد ندارم.»
او اهل ریا و تزویر نبود و می گفت «ریا» آفت زندگی است. در پیام فروردین 1359 در صدا و سیما گفت: «ما کارهای انجام نشده فراوانی در پیش داریم و باید در همه بخش ها که در انتظار تلاش هماهنگ و برنامه ریزی شده و مصممانه ماست، با برنامه ریزی و هماهنگی و تصمیم و قاطعیت بیشتر بتوانیم به کارها برسیم و این کارهایی که انجام نشده را به انجام برسانیم.»
از ویژگی های اخلاقی او «خوش قولی» بود؛ امکان نداشت که قولی بدهد و دیرتر سر قرار حاضر شود یا قولی بدهد و عمل نکند و از این بابت زبانزد همگان بود.
ب) نظم در امور
«نظم»، اولین ویژگی شهید بهشتی بود. آن شهید به این کلام امام علی(ع): «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» بسیار پایبند بود و در همه حال آن را مراعات می کرد. شهید شاهچراغی در این باره می گوید: «آنچه که قبل از هر چیزی موجب جلب شدن افراد به سوی ایشان بود، نظمی بود که وی در کارها اعمال می کرد. به یاد دارم که ایشان برای کلاسهایی که داشتند مجبور بودند از تهران به قم بیایند، اما هیچ گاه ندیدم که حتی یک دقیقه دیرتر از رأس ساعت 9 که ساعت شروع کلاسش بود، در کلاس حاضر شوند.
دخترش می گوید: «وقتی به ایشان معترض می شدیم که چرا جواب تهمتها و افتراها را که دشمن بر ایشان می بست نمی دهید، در پاسخ می گفت: اینها، همه ریشه در حسادت افراد دارد. حیف وقتی که به خاطر صرف پاسخ گویی به این اراجیف تلف شود.»
ج) عبادت و خودسازی
به گواهی همه کسانی که کم و بیش به او مأنوس بودند، وی فردی متعبد و در عبادت دارای خلوص خاصی بود. نماز اول وقت را به شدت ارج می نهاد، و حتی در ماه مبارک رمضان، قبل از افطار نماز مغرب را به جا می آورد. ایشان در مهم ترین جلسات نیز، هنگام نماز جلسه را تعطیل می نمود و به نماز می ایستاد. او معتقد بود: «نماز، به آدمی نشاط معنوی خاصی می دهد و از پژمردگی و افسردگی روح جلوگیری می نماید.»
د) رفتار با خانواده
شهید در سال 1330 با یکی از بستگانش ازدواج کرد و زندگی ساده ای را با او آغاز نمود و حاصل این ازدواج دو پسر و دو دختر است. زندگی خانوادگی او در محیطی پر از صفا و صمیمیت و اخلاق و معنویت بود. اساس زندگی او در خانواده بر دو پایه ایمان و آرمان مشترک استوار بود و در این راه جهت تداوم رأی و نظرش اصرار و تلاش بسیاری داشت. او برای همسر و فرزندانش پیش از این که سرپرستی مهربان و رازدار باشد، معلم خوبی بود؛ چنان که برای مردم جامعه نیز معلمی نمونه بود.
 
گوشه ای از فعالیتهای شهید بهشتی
الف) فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی
* تدریس
شهید بهشتی از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه و از کسانی است که بیش از دیگران به ضرورت وحدت بین حوزه و دانشگاه پی برد. از این رو، از سال 1330 به عنوان دبیر زبان انگلیسی که این هم از شگفتی های آن روز روحانیت است در دبیرستان حکیم نظامی قم مشغول به کار شد و در این زمینه بسیار موفق بود.
در حدود سال های 1333 بود که دبیرستان دین و دانش را تأسیس کرد و با همکاری عده ای از فضلا اداره و سرپرستی آن را به عهده گرفت و این کار را تا سال 1342 که در قم بود ادامه داد. علاوه بر اینها، از جمله کارهای ارزنده فرهنگی آن شهید این بود که از حدود سالهای1338  کلاس زبان انگلیسی برای طلاب حوزه، در این مدرسه (دین و دانش) دائر نمود که این باب خوبی جهت مطالعات و تبلیغ در پیشرفت خوب آنان به شمار می آمد.
درسهای او چه در دبیرستان و چه در حوزه چشمگیر بود. او حتی مدتها بین قم و اصفهان آمد و شد داشت و طلاب آن منطقه را نیز از نظر علمی اقناع می کرد.
* برگزاری جلسات تفسیر قرآن
شهید بهشتی در مدت حضورش در تهران، درس تفسیر قرآن را آغاز کرد که در این جلسه، جمع کثیری از جوانان شرکت داشتند. وی در این باره می گوید: «از سال 1350 من یک جلسه تفسیر قرآن را آغاز کردم که روزهای شنبه به عنوان «مکتب قرآن»، مرکزی بود برای تجمع عده ای از جوانان فعال از برادرها و خواهرها. در این اواخر حدود 400 تا 500 نفر شرکت می کردند.»(13) این جلسات به لحاظ آثار خوب و ارزشی آن، ساواک را به خشم آورد و در سال 54 با دستگیری شهید به تعطیلی کشید.
* تهیه کتب درسی تعلیمات دینی
به یقین می توان گفت که زندگی او با اسلام و به خاطر اسلام بود. برای اسلام سخن می گفت و به خاطر اسلام می نوشت. بیانات و نیز نوشته هایش همه ساده و قابل فهم و قابل دسته بندی و در عین حال برگرفته ذوق و سلیقه منحصر به فرد وی است.
شهید بهشتی برای جبران خلأ فرهنگ دینی، بهترین راه را در نوشتن و تغییر کتاب تعلیمات دینی مدارس کشور دانست. وی در این باره می گوید: «در همان سالها به فکر این افتادیم که با دوستان، این کتابها و برنامه تعلیمات دینی مدارس را که امکانی برای تغییرش فراهم آمده بود، تغییر بدهیم. دور از دخالت دستگاه های جهنمی رژیم، در جلساتی توانستیم این کار را پایه گذاری کنیم و پایه برنامه جدید و کتابهای جدید تعلیمات دینی را با آقای دکتر باهنر و آقای دکتر غفوری و آقای برقعی و بعضی از دوستان، آقای رضی شیرازی که مدت کمی با ما همکاری داشتند و بعضی دیگر، مانند مرحوم آقای روزبه، که خیلی نقش مؤثر داشتند، با همکاری اینها پایه های این برنامه فراهم شد.» این برنامه با همت و پشتکار این عزیزان سامان یافت؛ اما شهید بهشتی اجازه نداد تا نامش بر روی جلد آن ثبت شود؛ زیرا او نمی خواست نامش در کتابی که عکس شاه خائن روی جلد یا داخل جلد آن چاپ می شد، درج گردد.
از آن شهید بزرگوار آثار و تألیفاتی باقی مانده است که همگی بر اساس نیاز زمان تهیه شده اند. البته ناگفته نماند که بسیاری از گفته ها و نوشته های ایشان به صورت کتاب عرضه نشده و حتی جمع آوری و تدوین نگشته اند. بدین جهت نمی توان همه آثار او را برشمرد؛ ولی آنچه به صورت کتاب و مجله در اختیار است، به شرح زیر است:
خدا از دیدگاه قرآن، نماز چیست، بانکداری و قوانین مالی در اسلام، یک قشر جدید در جامعه، روحانیت در اسلام و در میان مسلمین، مبارز پیروز، شناخت دین، نقش دین در زندگی انسان، کدام مسلک، شناخت، مالکیت.
* تصویب اصل مترقی ولایت فقیه
شهید دکتر بهشتی، طلایه دار اصل مترقی «ولایت فقیه» بود. وی در تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نقشی مهم داشت. با این که ایشان نائب رئیس مجلس بودند، اما به دلیل شایستگی بسیار بالا و توان و تدبیر او و بنا به خواست رئیس مجلس، مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی به وی سپرده شد. این در حالی بود که بسیاری از اعضای مجلس خبرگان از علمای طراز اوّل بودند. هرچند عناصر معاند کهنه کار سیاسی که همواره در روند انقلاب اسلامی کارشکنی می نمودند، در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتند، اما شهید بهشتی توانست مجلس را به خوبی اداره کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به تصویب برساند. این عملکرد بسیار درخشان و قوی موجب شناخت بیشتر فرهیختگان حوزه و دانشگاه از وی شد. دشمنان نیز که به توان بالای آن شهید پی برده بودند، به فکر ترور شخصیت و شخص او برآمدند و از آن پس تهمتها، جسارتها و بی احترامی ها آغاز شد و روزبه روز شدت گرفت و مظلومیت او بیشتر نمایان شد. مطبوعات داخلی، رسانه های خارجی به ویژه رسانه های غربی و دولت موقت که غربزده بودند، همواره به مجلس خبرگان فشار وارد می کردند تا به هر طریق ممکن، اصل «ولایت فقیه» را حذف کنند؛ از جمله این فشارها، سناریوی استعفای دولت موقت بود که به دست گروهک نهضت آزادی طراحی شد تا با حذف اصل «ولایت فقیه»، حاکمیت دینی را به شکست بکشانند؛ اما امام خمینی (ره) با قبول استعفای دولت موقت و سپردن مسئولیت دولت به شورای انقلاب که ریاست آن نیز به عهده شهید بهشتی بود، ضرورت وجود اصل «ولایت فقیه» در قانون اساسی را تأیید کردند. این روزها مخالفت با اصل «ولایت فقیه» با هدف تهی کردن قانون اساسی و ترویج و تبلیغ حکومت سکولار از همان آبشخور سرچشمه می گیرد.
ب) فعالیت های سیاسی
بی شک، شهید دکتر بهشتی از چهره های بزرگ سیاسی، فرهنگی و فکری تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی بود. وی با دوراندیشی و تیزبینی خاص، موانع را به خوبی می شناخت و در پی رفع آن بود. ازاین رو، تدبیر سیاسی وی از ویژگی های بارز آن شهید بزرگوار بود که او را از بسیاری سیاسیون، برتر نشان می داد. اندیشه سیاسی وی ناشی از نگرش نابش به اسلام بود. او بر این باور بود که اسلام هم دین است و هم دولت. اسلام توان اداره جامعه و قوانین مربوط به آن را دارد. با این اندیشه، فعالیت سیاسی خود را در مبارزه با رژیم ستم شاهی آغاز کرد.
شهید بهشتی پس از ورود به تهران، فصل جدیدی از فعالیت سیاسی را آغاز کرد، و به صورت فعال در تظاهرات و اجتماعات شرکت می کرد. وی در سال 1331 در اعتصابات 26 تا30 تیر فعالیت چشمگیری داشت. در سال 1342 با جمعیت هیئت های مؤتلفه رابطه ای سازمان یافته داشت و به پیشنهاد شورای مرکزی این هیئت و به دستور امام خمینی(ره) به سمت یکی از چهار عضو شورای فقهی و سیاسی آن تعیین گردید.
دست نفاق هفتم تیر را تیره و تار نمود
هفتم تیر سال 1360 نقطه اوج جریان نفاق و خشونتی بود که منافقین کوردل، دین گرایی، استقلال و موجودیت نظام مقدس اسلامی را که از دستاوردهای انقلاب اسلامی به شمار می رفت، کانون حمله ناجوانمردانه خویش قرار دادند و به خیال خام و واهی خود می خواستند با تیره و تار کردن این روز و به شهادت رساندن عناصر فعال و مسئول نظام اسلامی به دلیل نوپا بودن آن، حکومت را به شکست بکشانند.
دشمن کوردل به حیات بهشتی، آن نفس زکیه و یاران صدیق انقلابی اش رضا نداد و در صدد برآمد که او و همفکرانش را از میان بردارد. از این رو، توطئه های ترور از هر سو آغاز شد، چه اوائل انقلاب و چه بعد از آن.
آنها با گروه مزدور فرقان همداستان شدند که عناصر شفیق و فعال نظام اسلامی را از میان بردارند که دستان پلیدشان خون عزیزانی چون متفکر شهید استاد مطهری (ره) را بر زمین ریخت. این بار آن گروه سفاک، نقشه ترور راست قامت تاریخ (دکتر بهشتی) و همرزمانش را تنظیم نمود. چرا بهشتی؟ زیرا، آنها از بهشتی و همفکرانش ضربه ها خورده بوده بودند.
سازمان به اصطلاح «مجاهدین خلق ایران!!»، بنی صدر و عمالش، گروه های چپ و راستی که منافع خود را در مرگ و شهادت بهشتی و همرزمانش می دیدند، آن جنایت دلخراش را مرتکب شدند.
این حادثه برای همیشه حادثه ای سخت و فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شد؛ اما خون هفتاد و دو تن از یاران انقلاب به همراه شهید بهشتی، نهال حاکمیت دین را آبیاری کرد و طومار ننگین منافقین، ملی گرایان و غرب پرستان را درهم پیچید.
 
 



222
 
کد مطلب : ۵۶۱۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما